زندگی نامه ی جبار باغچه بان (عسگرزاده)

قسمت دهم:

ابتکار الفبای گویای باغچه بان

 

باغچه بان بعداز موفقیت در تعلیم به سه کودک کرولال تبریزی در سال 1303 شمسی ، به فکر تهیه الفبای دستی ویژه ناشنوایان اُفتاد و بعد از تلاشهای شبانه روزی خود ، بالاخره روش تعلیم الفبای دستی را که از علمی بودن آن اطمینان یافته بود ، به عنوان "روشی تازه" در نشریه خویش "زبان" به سال 1323 شمسی مطرح کرد و سپس آن را در کتاب "الفبای گویا" به سال 1329 شمسی چاپ کرد که به خاطر تاکید زیاد بر روی  تلفظ و لبخوانی ، به "الفبای گویای باغچه بان" شهرت یافت و تاکنون در مراکز آموزشی ناشنوایان ایران مورد استفاده قرار می گیرد.

 برای کسب اطلاعات بیشتر در رابطه با الفبای گویای باغچه بان می توان به این لینک مراجعه کنید:

الفبای گویای باغچه بان


زندگی نامه ی جبار باغچه بان (عسگرزاده)

 قسمت نهم:


صدای این اعلان مانند انفجار بمبی توجه عموم دانشمندان و فرهنگیان تبریز را به خود جلب کرد و جنجالی برپا ساخت ..... تقریباً همان بلایی که در آغاز دعوی نبوت به سرهر پیامبری آمده بود ، به سر باغچه بان نیز آمد. عده ای تکذیب و تمسخر کردند و عده ای باغچه بان را شارلاتان نام نهادند. بعضی ها می گفتند این هم یک نوع کلاهبرداری است. بعضی ها می گفتند جبار باغچه بان مرض شهرت دارد و ظرفیت نداشت تا محبوبیتی را که از تأسیس باغچه اطفال پیدا کرده بود، هضم کند و کار خود را به رسوایی کشانید.....

حتی برای خود جبار باغچه بان این فکر پیش آمد که اگر با این حال و اوضاع موفقیتی حاصل نشود ، باید از تبریز فرار کرد. امّا خوشبختانه ثبات قدم جبار باغچه بان باعث شد که دو روز بعد از اعلام اعلان ، "لطفعلی رعدی آذرخشی " و دو پسر آقای قزوینی که کرولال مادر زاد بودند ، اسم نویسی کردند. پس از شش ماه در باغچه اطفال جشنی برای امتحان این سه کودک کرولال بر پا شد در این جشن ، تمام فرهنگیان و دانشمندان تبریز ، علمای خارجی و اعضای کنسولگری های خارجه حضور داشتند و در حیاط بزرگ باغچه اطفال که محل نطق شهید محمد خیابانی بود ، جایی برای گذاشتن صندلی اضافی دیگر باقی نمانده بود و علاوه بر دیوارهای حیاط باغچه اطفال ، درختان خانه های همجوار و همسایه هم آدم بار آورده بودند.

امتحان شروع شد، بچه های کرولال برای مردم درس خواندند و در تخته سیاه دیکته نوشتند... پس از موفقیت بچه ها در امتحانات ، نطق های مقامات آغاز شد ، تقدیر ها و تمجیدها از زمین می جوشید و از آسمان می بارید. مردم از دست و هورا کشیدن سیر نمی شدند....

به این ترتیب ، آموزش و پرورش کرولالها (ناشنوایان) در ایران - البته با دشواری زیاد-  توسط جبار باغچه بان آغاز گردید.