زندگی نامه ی جبار باغچه بان (عسگرزاده)

قسمت هشتم:

آغاز تعلیم به کودکان کرولال

 باغچه بان چون از کار آسان روی گردان بود و همواره به دنبال موقعیتی می گشت تا توانایی و استعداد نهفته خود را در زمینه های تازه و دشوار بیازماید، با دقت بی نظیر در حالات کودکان کرولال در بازار تبریز ، به فکر تعلیم به آنان اُفتاد.

در واقع ، ورود جبار باغچه بان به صحنه آموزش به ناشنوایان ، به طور اتفاقی و بدون یک برنامه از قبل تعیین شده ، صورت گرفت.

برخلاف انتظار باغچه بان ، "دکتر محسنی" مدیر کل فرهنگ آذربایجان با کمال خونسردی گفت

 اگر تو چنین استعدادی داری که لالها را زباندار کنی بهتر است که در باغچه اطفال به کودکان تُرک ، زبان فارسی یاد بدهی . ما به دبستان کرولالها نیازی نداریم .

باغچه بان در پاسخ ، گفت:

ببخشید من کار خلاف شرعی نمی کنم که به اجازه شما نیازمند باشم. من فردا تابلو را دردبستان خواهم زد و شما دستور بدهید آن را پایین بیاورند.

باغچه بان دیوانه وار در را به هم زده و بیرون آمده و دو روز بعد تابلویی را بالای ساختمان زده با اعلانی بدین مضمون:

در باغچه اطفال کلاسی برای تعلیم نوشتن و خواندن و حرف زدن به بچه های کرولال گشایش یافت و هر طفل کرولالی می تواند به طور مجانی در این کلاس تحصیل کند. از ساعت چهار تا نُه بعد از ظهر برای اسم نویسی به دفتر باغچه اطفال مراجعه کنید.

یلدا مبارک...

شب یَلدا یا شب چلّه

یکی از جشن‌های کهن ایرانی است.در این جشن، بلندترین شب سال در نیم‌کرهٔ شمالی

گرامی داشته می‌شود. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی

(نخستین روز زمستان) اطلاق می‌شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن می‌گیرند. این شب در

نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیش‌تر و طول شب

کوتاه‌تر می‌شود.

زندگی نامه ی جبار باغچه بان (عسگرزاده)

 قسمت هفتم:


پایه گذاری ادبیات نمایشی کودکان

 


در آن زمان ، "کودکستان" در ایران مفهوم غریب و ناشناخته ای داشت. چون هیچگونه وسایل تربیتی برای کودکان از قبیل کارهای دستی ، بازی ، نمایشنامه ، سرود ، شعر، قصه و غیره وجود نداشت.

جبار باغچه بان به ابتکار خود اینگونه وسایل را که مورد نیاز بود ، با دست و فکر و قلم خود تهیه می کرد و با استفاده از قصه های عامیانه که از بچگی به یاد داشت ، برای بچه ها نمایشنامه و شعر می سرود و چیستان می ساخت و دکوراسیون صحنه های نمایش بچه ها را نیز ترتیب می داد. لذا کارش در کودکستان با وجود مشکلات و مخالفتهای زیاد ، بالاخره به صورت موفقیت آمیز پیش رفت.

در نتیجه ، جبار باغچه بان را به عنوان یکی از پیشگامان ادبیات کودکان ایران و بخصوص پایه گذار ادبیات نمایشی کودکان در ایران می شناسند. بخصوص او می نویسد

 کودکستان نیازمند قصه ها ، سرودها ، نمایشنامه ها ، بازی ها ، و خلاصه فرهنگ مخصوص به خودش است و در آن زمان نه فقط کسی از وجود آنها خبر نداشت بلکه در نظر مربیان فاضل نیز این قبیل چیزها معنی نداشت و آنها را ناقابل و زائد و هرزه می دانستند و اولیای اطفال هرگز راضی نبودند جگر گوشه هایشان با آن هرزه ها ارتباطی داشته باشند و همین گونه طرز فکر مربیان نیز بجز این نبود و این امر مانع جمع آوری و تدوین این فرهنگ کودکانه می شد. در حالیکه بچه ها در نمایشنامه ها و بازیهای کودکستانی ، ضمن تحصیل و تعلیم ، باید به دنیای جانوران آشنا شوند و فی المثل صدا و رفتار و شکل آنها را تقلید کنند ولی اولیای اطفال ، این قبیل کارها را خلاف اخلاق و ادب می دانستند و نمی خواستند بچه هایشان بجای دعای "زاد المعاد" ، داستان سرمه کشیدن خانم خزوک را با دم عسل آلوده آقا موشه بشنوند یا صدای عوعو کردن سگ و میو میوی گربه را از خود در بیاورند.

زندگی نامه ی جبار باغچه بان (عسگرزاده)

 قسمت ششم:

 تاسیس کودکستان 



جبار که همیشه از مشاهده هر گونه نو آوری در آموزش کودکان استقبال می کرد، به دنبال بازدید از کودکستان " قازاروس آقایان " (خانزادیان) " که متعلق به شوشانیک خانازاد است و 

ارمنی  بود و در سال 1297 شمسی تأسیس گردید، خیلی تحت تأثیر آن قرار گرفت و با تشویق مدیر کل فرهنگ آذربایجان "ابوالقاسم فیوضات" ، اوّلین کودکستان تحت پوشش وزارت معارف "باغچه اطفال" را در مقصودیه ، کوچه انجمن در 23 اردیبهشت 1303 شمسی راه اندازی کرد.

جبار نیز پیشنهاد داد که عنوان "باغچه بان" برای مربیان کودکان گذاشته شود البته تازگی کار مانع از آن شد که استعمال این کلمه تعمیم یابد. بهر صورت "جبارعسگرزاده" آن را به عنوان نام خانوادگی خویش برگزید و به  "جبارباغچه بان" معروف شد.  خودش در این زمینه می نویسد:

 یک روز یکی از دوستانم با شوخی به من گفت: تو برای بچه های تبریز باغچه دایر کرده و الان  باغچه داری می کنی ! .... تو باغچه بان شده ای ! .... و پس از آن شوخی  ، من "باغچه بان" را به جای "عسگرزاده" برای نام خانوادگی آینده ام موقع گرفتن شناسنامه ایرانی انتخاب کردم  .

آشنایی با روز پژوهش


25
آذر در تقویم جمهوری اسلامی به عنوان روز پژوهش نامگذاری شده است.

هفته پژوهش از  25 آذر ماه با شعار «بدون پژوهش و مطالعه تصمیم گیری نکنیم» آغاز می‌شود و تا 29آذر ادامه دارد.

موفقیت روزافزون علم در شناخت جهان هدفدار و قانونمند که با تکیه بر ابتکارات خلاقیت‌های به ودیعه نهاده شده

از سوی خدای متعال در وجود بشر و بهره برداری از قدرت شگرف اندیشه آدمی صورت گرفته، فضای زندگی

جدیدی را برای انسان‌ها به ارمغان آورده است.

این فضای جدید و این تمدن نوظهور که خود برخاسته از تعاملات عمیق میان تمدنی و میان فرهنگی است، موجد

خواست‌ها، نیازها، اندیشه‌ها مسائل و مشکلاتی است که به نوبه خود توسعه علم و اندیشه را می‌طلبند.

ادامه نوشته

زندگی نامه ی جبار باغچه بان (عسگرزاده)

 قسمت پنجم:

جبار چون به صحت روش خود ایمان داشت ، در شیراز "بازیچه الفبا" (1311 شمسی ) را ساخت و در تهران آن را از طریق نوشتن کتابهای "دستور تعلیم الفبا" (1314 شمسی) ، "الفبای سربازان" (1323 شمسی) ، "الفبای خود آموز برای سالمندان" (1326 شمسی) و "اسرار تعلیم و تربیت یا اُصول تعلیم الفبا" (1327 شمسی) ، به تکامل رساند که از عوامل مهم گسترش آموزش و پرورش به سبک نوین در ایران محسوب می شود و علیرغم گذشت اینهمه سال ، به عنوان مترقی ترین روش آموزشی همچنان در مدارس به ویژه کلاسهای نهضت سواد آموزی و آموزش در مقطع دبستان در سراسر کشور مورد استفاده قرار می گیرد.

جبار برای نخستین بار از سالهای 1324 تا 1329 شمسی ، روش ابتکاری خود را به چهارصد تا پانصد نفر از آموزگاران آموزش داد. شایان توجه است که روش "ترکیبی" جبار ، یک روش تجربی و ابتکاری بدون اقتباس از الگوهای خارجی است. بدین ترتیب ، در سایه خدمات ارزنده جبار "تعلیم الفبا" که کاری دشوار بود و همه از تدریس آن در کتاب اول دبستان روگردان بودند، درسی شیرین و آسان و ثمر بخش گردید. به گفته جبار ، تنها کسی که در آموزش الفبا روش داشت ، خود او بود.

جبار این نکته را در مقاله علمی خودش تحت عنوان "متد باغچه بان و ماخذهای قوانین علمی آن" مطرح کرد که در روزنامه "سپیده فردا" (دی 1333شمسی) چاپ شد :

 اغلب از آنها گمان می کنند که کتاب اول را که درس می دهند ، متد است. ولی این طور نیست. 
متد یک موضوعی است که در آن از چگونگی تطبیق عمل با قانون طبیعی آن بحث می شود و آموزگار باید آن را تحصیل کند. در دبستانهای ما ، متدی در کار نیست و اغلب از آموزگاران از چگونگی انجام کار خود بی خبر هستند و نمی دانند کاری که می کنند ، صحیح است یا نیست. و آنچه در کار است بی اُصولی و سلیقه کورکورانه اشخاص است که موجب عدم رضایت مردم و مدیران مدارس و روسای دوائر فرهنگ و بالاخره خود وزارت فرهنگ می گردد. من با همه گرفتاریهایی که دارم ، محض مبارزه با این بی اصولی ها به نوشتن این مقالات مبادرت کرده ام و امیدوارم با نشان دادن ماخذهای قوانین علمی و طبیعی متد خود و طرز تطبیق این قوانین در تدریس الفبا ، بتوانم به علاقمندان تعالیم ابتدایی راه صحیح را نشان دهم. ..... اگر در دبستانها متد و اصول صحیحی در کار بود و از اجرای صحیح قوانین آموزش ممانعت نمی شد ، کودک نَه فقط در دبستان رفوزه نمی شد بلکه نوشتن و خواندن را بدون حس رنج مانند زبان محیط خود به طور خودیاب می آموخت.  پس متد تدریس عبارت از ارائه آن عمل صحیحی است که موجبات خودیابی و خودآموزی کودکان را فراهم می سازد.