زندگی نامه ی جبار باغچه بان (عسگرزاده)
| آغاز تعلیم به کودکان کرولال |
باغچه بان چون از کار آسان روی گردان بود و همواره به دنبال موقعیتی می گشت تا توانایی و استعداد نهفته خود را در زمینه های تازه و دشوار بیازماید، با دقت بی نظیر در حالات کودکان کرولال در بازار تبریز ، به فکر تعلیم به آنان اُفتاد.
در واقع ، ورود جبار باغچه بان به صحنه آموزش به ناشنوایان ، به طور اتفاقی و بدون یک برنامه از قبل تعیین شده ، صورت گرفت.
برخلاف انتظار باغچه بان ، "دکتر محسنی" مدیر کل فرهنگ آذربایجان با کمال خونسردی گفت:
| اگر تو چنین استعدادی داری که لالها را زباندار کنی بهتر است که در باغچه اطفال به کودکان تُرک ، زبان فارسی یاد بدهی . ما به دبستان کرولالها نیازی نداریم . |
باغچه بان در پاسخ ، گفت:
| ببخشید من کار خلاف شرعی نمی کنم که به اجازه شما نیازمند باشم. من فردا تابلو را دردبستان خواهم زد و شما دستور بدهید آن را پایین بیاورند. |
باغچه بان دیوانه وار در را به هم زده و بیرون آمده و دو روز بعد تابلویی را بالای ساختمان زده با اعلانی بدین مضمون:
| در باغچه اطفال کلاسی برای تعلیم نوشتن و خواندن و حرف زدن به بچه های کرولال گشایش یافت و هر طفل کرولالی می تواند به طور مجانی در این کلاس تحصیل کند. از ساعت چهار تا نُه بعد از ظهر برای اسم نویسی به دفتر باغچه اطفال مراجعه کنید. |

